هفته گذشته، در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانههای منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.
دیگری [روزنامه کیهان]در روزنامه خود نوشته که تنگه را باید حداقل ۱۰ سال پیش میبستیم ولی غربزدهها نگذاشتند. نویسنده یک لحظه هم فکر نمیکند، مگر کسی میخواست ببندد که غربزدهها نگذاشتند؟ مگر این اقدام همچون اینبار، جز در اختیار رهبری نظام بود؟
در ایران کنونی یکی از مهمترین میدانهای این جنگ، «میدان نت» است. این میدان به طرز عجیبی از ابتدای آمدن اینترنت فعال بود و جنگی دایمی در آن قرار داشت و با اطمینان میتوان گفت که بیشترین خسارت به رابطه حکومت و مردم و حتی در اقتصاد در این میدان زده شده، زیرا پیش از دو دهه است که با شدت هر چه تمامتر ادامه داشته و به جنگ بیپایان میان دو طرف تبدیل شده است.
روزنامه اعتماد : عباس عبدی نوشت: انقلابیون بدلی و صوری چندان نگران نباشند، اسراییل به عنوان تنها موجودی که همراه آنان مخالف مذاکره و حل مساله است، اگر بتواند کاشانه همه مذاکرهکنندگان بالفعل و بالقوه را با بمب روی سرشان خراب میکند و نشان داده که توان و اراده این کار را دارد.
ایران مذاکره را پذیرفت و جالبتر اینکه هم سطح آن را بالاتر برد و هم مستقیم انجام داد. شاید از ابتدا هم میدانستند به نتیجه نمیرسند. پس نفی مذاکره هیچ نتیجهای ندارد جز اینکه خود را در موضع ضعیفتر قرار میدهید.
گرچه تمامی کوششها معطوف به این است که چنین اتفاقی رخ ندهد، ولی فراموش نکنیم که روند همین است که پیشبینی شد، دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد، مگر اینکه تغییراتی رخ دهد.
در این ساختار فردی وجود دارد که از نظر نماینده مجلس آن مرتکب جرمی شده که شایسته چند بار اعدام است، ولی نه تنها اعدام نمیشود، بلکه اساسا پروندهای هم برای او گشوده نمیشود. معنای ضمنی این ادعاها بیش از آنکه تعریضی علیه آن فرد باشد، علیه ساختار است.
عباس عبدی نوشت: مرد رابطهاش را با دیگران برحسب سلایق و علایق و انسانیت برقرار میکند و کاری به قدرت آنان ندارد، اما از نظر نامرد، دیگران چیزی جز گوشت و استخوانی نیستند که حامل قدرت سیاسی یا مادی است.
بزرگترین باخت اسراییل نه تعداد کشتهشدگان آن و نه شکست اطلاعاتی در آغاز جنگ و نه طولانی شدن این جنگ است. بزرگترین شکست آن بیرون آمدن از پوشش مظلومنمایی هولوکاست و پوشیدن لباس جنایت و بروز آشکار این رفتار است که مساله را برای همه به ویژه حامیان آن در غرب روشن کرده است.
همین الان، جامعه ایران با انواع مسائلی مواجه است که نیازمند رویکرد مصلحتگرایانه هم برای کشور و مردم و هم برای نظام است، ولی دریغ از یک اقدام و حتی دخالت حداقلی در این موضوعات.
از سال ۱۳۸۴ و با آمدن احمدی نژاد در صندلی ریاستجمهوری، این نگاه و گرایش در ساختار رسمی قدرت یافت و چنان به واقعیت و حقیقت پشت پا زدند که گویی حقیقت و واقعیت همان روایت است و دیگر هیچ نیست.
عباس عبدی، روزنامهنگار، در اعتماد نوشت: آقای ضرغامی، رییس اسبق صدا و سیما اخیرا نکتهای را گفته که به نظر من از حیث تحلیل رفتار سیاسی رسمی در ایران بسیار مهم است.
گفتن این سخنان بیشتر متناسب با وظیفه داروغه است و نه روحانی. هنگامی که مطالبهگری مردم به عنوان یک امر بدیهی رد میشود دیگر چه کسی میماند که اصلا مخاطب شما قرار گیرد.
عباس عبدی، روزنامهنگار نوشت: اهمیت یک خبر در کدام ویژگی آن است؟ یکی از مهمترین آنها غیرمنتظره بودن خبر است. در میان دو خبر برگزاری و لغو کنسرت آقای شجریان در میدان آزادی کدامیک ارزش خبری بیشتری داشتند؟
فعال اصلاح اطلب نوشت: آقای صدیقی در ابتدای ماجرا به دادستان نامه نوشت و مدعی شد که امضایش جعل و انتقال ملک بدون اطلاع او انجام شده است. بنابراین طلبکار هم شد، گو اینکه باید فرزندش را مورد خطاب قرار میداد که نداد و تقصیر گردن دیگرانی افتاد که کارهای نبودند و طبعا محکوم هم نشدند.
انتخاب مجدد آقای جنتی ۹۹ ساله توسط اعضا به عنوان دبیر شورای نگهبان که مهمترین و قدرتمندترین و غیر پاسخگوترین نهاد کشور است چه معنایی دارد؟ آیا انتخابکنندگان معنای این کار خود را نمیدانستند؟
عباس عبدی نوشت: امیدوار بودن در ایران خیلی سخت است ولی از سوی دیگر محکوم به امیدیم و باید این وضع را تحمل کنیم شاید محکوم به رفتار افسانه سیزیف هستیم که سنگی را بالای کوه ببریم ولی تا رسیدن به قله دوباره به پایین سقوط میکند.
عباس عبدی خبر داد: تا آنجا که اطلاع دارم، قرار بود که روز گذشته (شنبه ۱۳/۲/۱۴۰۴) جلسهای با حضور روسای قوا و وزرا و مسوولان ذیربط برگزار شود تا نسبت به پیامکهای غیرقانونی که در شهرهای بزرگ درباره حجاب بانوان ارسال میشود، رسیدگی شود.